درد و دل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت 17:27 توسط ابیرام| |

اون روزا ميگذره بالاخره ميرسيم به هم
نوبت منم ميشه هر چي تو دلمه بگم
ميبينم اون روزو که برميگردی
اما حيف که ديگه نميخوريم به هم
شايد زمونه نخواست اينو باور داری
دنيا نميخوای دست از سر ما برداری؟
دم اونی گرم که تکه و دلش درياست
سلامتی هر چی تنهاست

با رفتنت چشمامو بارونی کردی
نگاتون ميکردم وقتی آروم ميرفتی
فقط يه سوال اگه انقد بد بودم
چرا اسممو رو دستات خالکوبی کردی
گذشتم از گشته هات
خواستم مال خودم باشی
تو گذشتي از خاطراتی که با خودم داشتی
اخه... اخه من دلم به چی خوش بود
خیال میکردم قراره تو پشت من باشی
تو هر جمعی که نشستی بد گفتی ازم

امشب رو تلافی سر تو بد قفلی زدم
وقتی روبه روم بودی واسه من جونتم میدادی
ولی رسمش همینه خنجرو از پشت میزنن
با گریه نمیشه شبارو خوابید
همش تو فکر اینم که الان کجای با کی
نه دیگه میخوامت نه به پات میشینمو
برو شاید یه روز یه جا دیگه دیدیم همو
دلم تنگ شده واسه گذشته هامون
واسه اونی که از من گذشته آسون
نمیدونم نفرین کنم یا نه
لعنت به خاطره هایی که گذشته با اون
هی شایدم حق داشتی
من دیوونه فکر میکردم فرق داشتی
میدونم خیلی دیر شده آرزو کنم نبودی از اول کاشکی

کاش یه روز میفهمیدم فقط یه خواب دیدم
کاش بودی پیشم فقط یه بار دیگم
گفتم اکه بری نمیذارم برگردی
ببین من حرفامو فقط واسه یه بار میگم
نمیدونستم عاشقا از هم زود میگذرن
تو میدونستی اردیبهشتیا زود میشکنن
خودت به درک با خاطراتت چیکار کنم
این زخم زبونا که بعد از تو میشنوم
دلم شکست زندگیم رفت به باد
لعنت به بودنت لعنت به لحظه هات
میدونم نمیفهمی که من چه حالی میشدم
وقتی تو گوشم میپیچید صدا خنده هات
دست رو غیرتم نذار حرصمو در نیار
اونا نامحرمن تو شالتو بر ندار
آخرش همین شدی مال اینو اون
واسه شکستن من خودتو حراج نذار

نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 12:41 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme