درد و دل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 17:27 توسط ابیرام| |

شهريور امسالم رسيد بازم تنهايي شمع ها رو فوت ميکنم

خوابيدي کنار اون سرت رو بازوشه
همه فکروخيالت اينه اون آروم شه
نه اين رسمش نيست تو با اون لاو بترکونيو
آسمون ما هر شب بارون شه
بي مرام دلم تنگ شده واسه دورت بگردما
آخه با کي آروم بشم جز تومثه قبلنا
خدا تو بگو قسمت ما چيه
همه ولم کردن حتي اون که گريه ميکرد برام
عکسات رو ديوار صدا خندت تو گوشم
ببين نبودنت باعث شده از همه دور شم
کسي ديگه به چشم نمياد
وقتي تو خونم نباشي بزار چشمامن کور شن
واي عذابم ميده يادگاريت
يه تخته دو نفره و يه جايه خاليت
من دو ساله حالم همينه
تو چه جوري ميتوني با اون اروم بخوابي
رفتني ميره يه روز همون بهتر از اولش رفتي
تو فراموش شدي جا واسه برگشتنتم نيست
ببين ببين چه بغضي تو گلومه
تو که تو نبودن من اصلا غمتم نيست
تو که صدامو نميشنيدي خوابتم نمي برد
حالا چي باعث شده اينجوري ماتش بشي هو
جلو چشاي من به يه غريبه دست ميدي
ببين تقاص همشو پس ميدي
 
به خدا سرت مياد اون روزا تکرار ميشن
من همون ديوونم که تو تنهاييش داد ميزد
واسه ديدن تو همه دنيا رو ميگشت
اما تو بغل غريبه ها پيدات ميکرد
چيه عشق جديدت از من بهتره
که شبه تولدم بايد تنهايي بگذره
اينقدرعشق هاي امروزي تنوع طلبن
که ادم ميگه اصلا تنها باشه بهتره
تو نفهميدي کي تو رو مال خودت مي خواست
کي واسه هوسه که همش دنباله تو مياد
چقدر ضربه خوردم چقدر التماس کردم
اما انگار نه انگار تو بمون و خوشي هات
منم تنهاي تنهاي بي کس تر از قبل
همش فحش و نفرين به کسي که بي کس ترم کرد
مي بيني معني ديوونگي اينه
دنيا رو سرم خراب ميشه و مي خندم از درد

نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 15:58 توسط ابیرام| |

هرکسی توی زندگیش یکی رو داره که نداره...

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:27 توسط ابیرام| |

بوے فـَـــراموشے گرفتــہ اَم ...

رَنگــــِ تَنـــ ـهایے ...دلشــِکستــِگے ...

بُغــــض وَ خامـــ ـوشے ....چیزی نیستــــْ ....

تآریــ ـخ مَصـــرَفم گذشتـــ ـہ اَستــــْـ !!

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:24 توسط ابیرام| |

تا کسی رو از دست ندی، قدرشو نمیدونی...

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:22 توسط ابیرام| |

لعنت به اون کسی که واسه رفتنش گریه کردیم،
رفت واســه دوستاش تعــریف کرد...
خندیدن!!

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:18 توسط ابیرام| |

مَـــــن خـــــــــــــــــوبَــــــــــــــــــــم !


فَـقَـط دیــگـــــه خــــــوشــــــــحــــــــال نــیــســـتَـــم...!

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 10:20 توسط ابیرام| |

موندم چه جوری شد دلت،جرات رفتن به تو داد

به ذهنتم خطور نکرد،چی ممکنه سرت بیاد

دنیا چه تخفیفی واسه،خطای ام سال تو داشت

برای جرم دلکشی، پیگرد قانونی نذاشت

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 22:3 توسط ابیرام| |

چی شده که نبودنم،برای تو جالب شده

تموم دنیای تو رو،دوری من صاحب شده

عجیبه واسه من که تو،احساس دلتنگی کنی

برگردی از تصمیم تو،بگی به من فکر میکنی

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 21:47 توسط ابیرام| |

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 22:15 توسط ابیرام| |

خدایا …!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،
نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،
تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند
و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم …

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 21:59 توسط ابیرام| |

قلـــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــم رو تکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراره

همـــــــــــیــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــه دوســــــــــــــــــــــــــت داره

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 9:55 توسط ابیرام| |

پر حرفم میدونم اینجوری ساکت نشو
بزار خوب نگات کنم بی خداحافظ نرو
دل به دریا میزدم من جلوت زانو زدم
واسه موندنت تو این خونه قید دنیا رو زدم

واسه تنها شدن آماده نیستم
ولی تو خودتو آماده کردی
دلت میره ولی یادت میمونه
یه روز میفهمی با دلم چه کردی

سرتو بالا بگیر من که چیزی نمی گم
فقط میخوام نگات کنم هی نگو راضی نمیشم
من که حرفهامو زدم روبروت زانو زدم
تو نمیشنیدی ولی من از غمت زار میزدم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 15:36 توسط ابیرام| |

دیر اومدی باید بری حق نداری بمونی

حتی یه فاتحه سر مزار من بخونی

برو دیگه نمی خوام ای گل دیوونه

اونقد نیومدی که هیچی از من نمونده

وقتی اومد کسی دورم نباشه

تا که بدونه عشقش از بی کسی مرد

تو چشمام نمه اشک و ببینه

تا که بدونه دردم دلواپسی بود

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 13:31 توسط ابیرام| |

آخه تو دنیای منی

آخه تو رویای منی

از من دل نکن نرو

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 23:4 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme