تــــعـــــطــــــیــــــل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 17:27 توسط ابیرام| |

سلام به همگی

این آخرین پست بنده می باشد ممنونم که این چند وقته تحملم کردین

اگه خوبی و بدی دیدین حلالم کنین.

امیدوارم هرجا هستین خوب و خوش سلامت باشین.

دیگه کاسه صبر آدمم یه حدی داره.

دیگه لبریز شده

ببخشید که اضافی هستم.

خداحافظ همگی.

نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن 1393ساعت 20:52 توسط ابیرام| |

به کسی بدی نکردم تا به حال
 
با ما بد تا میکنی ای روزگار
 
میشکنی دل منو با طعنه هات
 
برو ظالم منو با غصه و غم تنهام بزار
 
بیخیال با این دل ما بد نکن
 
راه رفتن رو به روم تو سدّ نکن
 
بیا جونمو بگیر میخوام برم
 
بیا خواهش دلو تو رد نکن
 
بی وفا ای زمونه ببین چه کردی با دلم
 
کس و کارمو گرفتی کسی نیس دورو برم
 
بی وفا ای زمونه منکه ازت نمیگذرم 
 
اونقد از تو بد میگم تا آبروتو ببرم
 
چرخیدی چرخیدنت به کام این دلم نبود
 
تار موی من سفید شد تو جوونی خیلی زود
 
بی وفا رسمش نبود منو تنهام بزاری
 
عشقمو بگیری و منو تو جا بزاری
 
بیخیال این بدی از بخت منه
 
چراغ قسمت من از بی کسی هام روشنه
 
عشق من قلب منو نشونه رفت
 
بگو اون ضربشو محکم بزنه
نوشته شده در جمعه هفدهم بهمن 1393ساعت 13:53 توسط ابیرام| |

کجای این خنده داره گفتم که عاشقت شدم
 
تقصیر تو نیست نازنین بشکنه دستای خودم
 
لعنت به این دلم بیاد نشونده به خاک سیام
 
ببین چه جوری خرد شدم تو اوج دل دادگیام؟
 
هیچی نگو حرفی نزن تو چی میفهمی عشق چیه
 
پیش خودت گفتی بزار عاشق بشم کی به کیه
 
دستی دستی غرورمو به خاطرت شکستم
 
ساده بودم نفهمیدم که دل به کی می بستم
 
هیچی نگو حرفی نزن تو چی میفهمی عشق چیه
 
پیش خودت گفتی بزار عاشق بشم کی به کیه
 
دستی دستی غرورمو به خاطرت شکستم
 
ساده بودم نفهمیدم که دل به کی می بستم
 
که دل به کی می بستم
 
نفرین به این دل که بجز رسوایی عایدم نکرد
 
شدم خراب عشق کی ؟ یه نانجیب هرزه گرد
 
اونقد خرابم میکنه به من نخند بی آبرو
 
خوبه که اینو بدونی مرگ تو کردم آرزو
نوشته شده در جمعه هفدهم بهمن 1393ساعت 13:51 توسط ابیرام| |

این آخرین قرار ماست واسه همیشه من میرم

میرم و قول میدم بهت دیگه سراغتو نگیرم

باشه میرم اما نگو قسمت نبود خدا نخواست

نگو که راه من و تو همه میگن از هم جداست

پا میزارم رو دلم تا حل بشه مشکلم

از روی اجبار میرم اگر چه بی تو میمیرم

می سپارمت دست خدا میگذرم از حق خودم

اما گناه من چی بود این همه عاشقت شدم

جدایی رو نزار به پای تقدیر تو بودی که منو وادار کردی

میخواستم تا ابد با تو بمونم تو به رفتن منو اجبار کردی

تو میگفتی صلاحه که جداشیم مدام این جمله رو تکرار کردی

تو گفتی عاشقی اما دروغ بود خودت به این دروغ اقرار کردی

خودت نخواستی و نزار به پای بخت و سرنوشت

دستای بی رحم تو بود اخر قصه رو نوشت

حالا چیکار کنم بگو با این همه دل بستگی

نه دیگه تو حرفی نزن چیزی نداری که بگی

نوشته شده در جمعه هفدهم بهمن 1393ساعت 13:47 توسط ابیرام| |

مگه چند بار یه جوون عاشق میشه

مگه چند بار دل گرفتار میشه

پای عشق اولش می مونه دل 

اخه اون حس دیگه تکرار نمیشه

دل من تو گوش کن به حرف من

خیلی ساده به هرکس دل نبند

دروغه هرکی میگه دوست داره 

دل من گلم به حرفام تو نخند

می تونه شکست عشق از زندگی سیرت کنه    

جوونیتو بگیره باغصه درگیرت کنه

میترسم غصه ی عشق اولت پیرت کنه   

تورو آخر بشکنه یه روز زمین گیرت کنه

نوشته شده در جمعه هفدهم بهمن 1393ساعت 13:47 توسط ابیرام| |

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن 1393ساعت 8:37 توسط ابیرام| |

مسافر تنهایی شب خیابونا شدم

از چی بگم که تو این سینه درد و دلام پرن

عمریه می نویسم از غم خدا بسمه دیگه

دیگه چقد درد این زخم های من کهنه است

این زخم ها دیگه روی دلم اثر ساز نیست

با این رفتارات دیگه قلبم از هم پاشید

دیگه بسمه داغونم داغونه داغون

باید نفهمیی حالمو تو آرومی آروم

تو هر جا هستی باش دیگه دم نزن از عشقت

حتی یادم می افتی نمی خوام خیس شه چشمت

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم بهمن 1393ساعت 13:44 توسط ابیرام| |

عشق دیگه واسم ته حماقته

ببین

ته عشقتون غسل جنابته

نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 3:3 توسط ابیرام| |

من پسر دردم،صدای قربتی ام

از نفرت می خونم و می نویسم

چون که من نفرتی ام

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 4:14 توسط ابیرام| |

یه غمیه دائم تو چشمات بگو دل تنگت چی می خواد

چیه ی تو چشایی که خنده رو یادم داد

آخه چه غمیه از من پنهونه

غریبه شدم من دیوونه

بگو چرا دستات سرده زمستونه، زمستونه

همه چی یه جور دیگست همه جا یخ زدست

نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 13:16 توسط ابیرام| |

نتونستی که با من تو بمونی

نتونستی که قدرمو بدونی

نتونستی نتونستی نخواستی

نتونستم دوست نداشته باشم

نتونستم که از عشقت جدا شم

نتونستم نتونستم نخواستم

نتونستم نتونستم نخواستم

من گرفتار تو بودم تو به فکر یکی دیگه

وقتی دلتنگ تو بودم تو کنار یکی دیگه

باز همون نگاه اول با دلم غریبه بودی

منه تنهارو دعا کن تو که تنها نمیمونی

دیگه از دوریه تو نفسم بند نمیاد

دیگه بسه واسه من دلم دیگه قهر نمیخواد

حتی عکسهای قدیمون دیگه بهم نمیاد

من دارم دق میکنم تو خم به ابروت نمیاد

نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 13:13 توسط ابیرام| |

اون روز و یادم می مونه که همیشه گفتی من

یه عصبی و یه آدم قفلیم

گفتی نمیذارم احساسی بشه

من زیادی گیر میدم ولی همیشه گفتی نه

گفتی نمیتونیم مال هم بشیم

مگه دوسم نداشتی اینو همیشه پرسیدم

ازت همیشه پرسیدم

نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 13:7 توسط ابیرام| |

همه میگن که میری منو ترکم میکنی

نمیدونن بیشتر از هرکی تو درکم میکتی

نمیدونن منو تو جونمون بسته به هم

نمیدونن تو تمومه غم هامو کم میکنی

همه میگن که نباید به تو وابسته بشم

آخه مگه میشه من از عشق تو خسته بشم

اونا که نمیدونن منو تو عشق همیم

تازه میخوام همون که عشقمم ازم خواسته بشم

یا هیشکی یا تو

میخوام نگاتو

از من نگیری اون خنده هاتو

این دل به جز تو عشقی نمیخواد

میخوام صداتو  یا هیشکی یا تو

یا هیشکی یا تو

یا هیشکی یا تو دارم هواتو

از تو میگیرم دردو غماتو

از من نگیری این خاطراتو

میخوام چشاتو

یا هیشکی یا تو

وقتی از من دوری تو

میبینم صبوریتو

کی دلش میاد آخه بگه که مغروری تو

وقتی انقد خوبی تو وقتی میمیرم بیتو

قلبمی میکوبی تو

تو دلم محبوبی تو

یا هیشکی یا تو

نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 12:51 توسط ابیرام| |

هیچکی تو دنیا نمیدونه شاید،حال منو من غمگینم

پنجره شاهد بوده که یه عمره،تنها کنارش میشینم

نوشته شده در جمعه سوم بهمن 1393ساعت 2:58 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme