درد و دل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 17:27 توسط ابیرام| |

چی تو صحنت داری که حالمو شیدا میکنی

چی تو اسمت داری که اشکمو پیدا میکنی

چی تو صحنت هست که دنیا دارن تماشات میکنن

تا گره باشه تو کاری همه صدات میکنن

آقا آقا دوست دارم یه لحظه از صحنت چشم برنمیدارم

آقا آقا دوست دارم تو این دنیا جز تو کسی رو ندارم

دلم هواتو کرده هوایی کردی دلمو

دلم هواتو کرده خدایی کردی دلمو

آقا جون قربون اون عکس غریبونت بشم

آره من عاقلمو باید که دیوونت بشم

نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 1:31 توسط ابیرام| |

قطره قطره آب شدنم را دارم می بینم...

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 12:14 توسط ابیرام| |

همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 12:13 توسط ابیرام| |

هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست

هنوزم خاطره هات برام مثل عمر دوبارست

هنوزم وقتی ميخندی دلم از شادی می لرزه

هنوزم با تو نشستم به همه دنيا می ارزه

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 21:6 توسط ابیرام| |

دوباره شب شد و بازم هوایه شهر دلگیره

یه کاری کن که احساسم داره بی تو هدر میره

تویه این خونه ی تاریک هنوزم رد تو پیداست

اگه تنها شدی برگرد یکی هست که هنوز تنهاست

از این فاصله ی دورم تو رو میشه تماشا کرد

میشه این خستگیها رو به امید تو هاشا کرد

من از این بیقراریها از این آشفتگی شادم

خودت نیستی ولی بازم به رویای تو تن دادم

باز امشب با خیاله تو یه جورایی هم آغوشم

یه جوری عاشقم کردی که با هیشکی نمیجوشم

من هر ثانیه نفسها رو به رویای تو مدیونم

تو برگردی درست میشه همه روزای داغونم

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 14:24 توسط ابیرام| |

دلم برای یک نفر تنگ است…

نه میدانم کجاست…

و نه میدانم چه می کند…

حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…

رنگ موهایش را نمی دانم…

لبخندش را هم…

فقط میدانم که باید باشد و نیست…

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 18:4 توسط ابیرام| |

دلم تنگ شده

واسه خودت و خوبی هات

واسه نگرانی هات

می گفتی این کار و بکن این کار و نکن

ولی من بازم کار خودم رو می کردم

می گفتی باور نمی کنی من نگرانتم

می گفتی چه جوری بهت بفهمونم نگرانتم یادته

ولی من قدرتو ندونستم

نمی دونستم که صداقت باعث جدایی میشه

نمی دونستم نباید حرفایی رو زد

و ..........

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 21:40 توسط ابیرام| |

هه میدونی نه نمیدونی

 اگه میدونستی که اینجوری نمیشد

اگه میدونستی اون حرفامو جور دیگه برداشت نمیکردی

حرف بزن چرا همش زول زدی به من

چیه میترسی دوباره ذوق زده بشم

وقتی صداتو میشنوم نه گذشته اون وقتا

هه یه سری حرفارو بهتره بگم

کلی فرق داشتیم درست ولی عزیزم بودی تو

خب دیوونه بازی داشتم ولی عشقم بودی تو

حالا که رفتی فهمیدم باهام چیکار کردی

 برو ولی نمیدونستم اینقدر بی تفاوت بشی تو

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 14:49 توسط ابیرام| |

باشه آخه اینجوری به دل میشینی

 کاش میشد خاطرات و جلو چشمام نذاری

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 14:41 توسط ابیرام| |

بویِ گُُُناهِ کبیره میده نگات !!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 10:14 توسط ابیرام| |

از دنیا بریدم این روزا که نیستی پیشم
خیلی سرده خیلی وقته از من گذشتی تو
حصرت شده بگیره دست تو
من از دنیام بریدم ببین اینو چند باره میگم
هر جا رسیدم یادت اونجا بود حیف دیگه کار دنیا زود تموم شد با ما
این روزا که نمونده با ما کلافم کرد دروغ نگو حواسم هست
از وقتی رفتی من شدم سرد تر ،با دنیا بد بودم بدتر از قبل شدم
هی نوشتم برگرد گلم احساسیت کردم باز نفهمیدی
انگاری اصلا اشکی نبوده ،این دنیا خیلی حسوده
خداییش بده وقتی دل تو تنگ تر میشه
روزگار بدتر دیگه داغ دل تو هی تازه میکنه
اخرم میبازه دیوونه کی داره میخونه
اون که اینجا نیستش یه عاشق همیشه تنها میمونه
همیشه تنها میمونه

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 8:54 توسط ابیرام| |

تو داری میری دوباره از دل من
تو داری میری این دفه حرفی بزن
تو داری میری بخدا  ، سخته دوری
تو داری میری از دلم بی خبری
تو داری میری ، میری تنهام بذاری
تو داری میری بخدا سخته دوری
اینجوری نگو که دلم کم میاره
اینجوری نگو دیگه طاقت نداره
تو داری میری بی تو من ، بی قرارم
اینجوری نگو از نگات دل میکنم
اینجوری نگو دارم هق هق میزنم
تو داری میری بی تو من  ، بی قرارم

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 8:51 توسط ابیرام| |

تا حالا شده بسوزه واسه خودت دلت

من که اینجوریم......

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 8:15 توسط ابیرام| |

ورق نزن تو گوشیت آلبوم عکسامو

دیگه تو خوابت ببینی بگیری دستامو

از اینم بدتر میشد باهام تا کنی

گوشاتو وا کن قشنگ بگیری حرفامو

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 8:14 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme