Not Forgive You

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت 17:27 توسط ابیرام| |

دلم سوخت واسه احساسی که پای تو هدر کردم
دلم سوخت که تو بودی و اما با تنهایی سرکردم
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندی ولی باز نرفتی از یادم
دلم سوخت ،دلــــــم سوخت
ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشم و به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش دنبال خنده هاش نباش اون دلش دیگه تورو نمیخواد
توی خواب و خیالم ، هنوز دستاتو میگیرم
میدونم که نمیای ولی من برات میمیرم
همه احساس وقلبم تو دستای تو گیره
میخوام رهاشم از تو
عشقت از دلم نمیره،عشقت از دلم نمیره
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندنی ولی نرفتی از یادم
دلم سوخت،دلم سوخت،دلم سوخت…
ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشم و به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش دنبال خنده هاش نباش اون دلش دیگه تورو نمیخواد
ای دل دیدی تنهات گذاشت و رفت
توی غمهات گذاشت و رفت
آره دوست نداشت و رفت
رفتش اما عکساش کنارمه
فقط تنهایی یارمه
ببین توی صدام غمه

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:33 توسط ابیرام| |

جدایی پایان قصه ها نیست.....

نه بره ها گرگ میشوند....

نه گرگ ها سیر....

خسته ام از جنس قلابی آدم ها!!!

دار میزنم خاطرات کسی که دور زد مرا!!!

حالم....

خوب است!!!

اما!؟!؟!؟

گذاشته ام درد میکند!!!

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:55 توسط ابیرام| |

وقتیـــ از عشــقتــــ جدآ میشیــــ ....
اولــشـــ دآغیــــ ....
میگیــــ بیخیآلـــ باو دنیــآرو عشــقهــ ....
یــــ چند سآعتــــ کهــ میگذرهـــ ....
هیــــ تندتند گوشیتو چکــ میکنیـــ ....
عــصبیـــ میشیــــ ....
میریـــ اســ هاییـــ کهـ دادهـ بود و همشو چند بــآر از اولـــ میخونیـــ ....
یدفــعهــ گوشیتو میزاریــــ کنار و بهــ رو بهـــ روتــــ خیــرهــ میشیــــ ....
فکـــــر میکنیـــــ ....
بهـــ همـــهـــ چیــــ ....
الــآنـــــ کجاستـــــ؟؟؟
چیکــآر میکنهـــ؟؟؟
اونـــم دلـــشــــ برایـــ منــــ تنگـــ شدهـــ؟؟؟
اونمـــ کمــ کمـــ ,کمـــ میارهــ؟؟؟
چیـــ شد اونـــ دوستـــ دارمــ گفتنـــآ؟؟؟
اونــــ عشــقمـــ گفتنــآ؟؟؟
اونــــ قولــو قرارا؟؟؟
حآلـآ میریــــ تو خآطراتـــتـــ ....
دنبالـــ یهــ نشونهــ بگردیـــ کهــ ببینیـــ واقعأ عاشقتـــ بودهــ یــآ نــعــ ....
وارد خآطراتـــ کهـ میشیـــ ....
دیگهـــ کنترلـــ اشکــآتـــ دستــ خودتـــــ نیستــــ ....
اینــــ کارآ میشهـــ کار هر روزتـــ ....
دیگهـــ شبــآ بتـــ شبـ بخیر نمیگهــ ....
دیگهـــ صبآ بهـ عشقشــ از خوابـــ بیدار نمیشیـــ ....
دیگهـــ امیدیـــ به هیچـــ چیزیـــ نداریـــ ....
دیگهـــ عــآشقـــ نمیشیـــ ....
و
توالــآنـــ یــــ مردهــ یــ متحرکـــ محسوبـــ میشیــــ!!!!

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 4:25 توسط ابیرام| |

ﻧﺒﻮﺩ
ﭘﯿﺪﺍ ﺷـﺪ
ﺁﺷﻨﺎ ﺷـــﺪ
ﺩﻭﺳﺖ ﺷـــﺪ
ﻣﻬﺮ ﺷـــــــــــــﺪ
ﮔﺮﻡ ﺷــــــــــــــــــﺪ
ﻋﺸﻖ ﺷــــــــــــــــــــــــﺪ
ﯾﺎﺭ ﺷـــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪ
ﺗﺎﺭ ﺷـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪ
ﺑﺪ ﺷــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪ
ﺭﺩ ﺷـــــــــــــــــــــــــــــــــــﺪ
ﺳﺮﺩ ﺷــــــــــــــــــــــــﺪ
ﻏﻢ ﺷــــــــــــــــــــــﺪ
ﺑﻐﺾ ﺷـــــــــــــﺪ
ﺍﺷﮏ ﺷـــــــــﺪ
ﺁﻩ ﺷــــــــــﺪ
ﺩﻭﺭ ﺷـــــﺪ
ﮔﻢ ﺷـــــﺪ
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 4:18 توسط ابیرام| |

خاطـــــــرات مثل یه تیـــــغ کنـــــــــد میمونه

رگـــــــت رو نمیـبـره

ولـــــــــــــــــــــــی

تادلــــــت بخــــــواد زخـــــــم میـــــــنــدازه....

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 2:35 توسط ابیرام| |

رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری

و بعد چند وقت بگی مگه من تا حالا بهت گفتم دوست دارم و حرف عاشقانه بهت زدم

و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری…

رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد از همان جا رهایم کنی…

این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی…

این رسمش نیست که قلبم را بگیری و بازیچه خودت کنی…

این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی…

یک رنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشق ترینی…

مغرور نباش ای تو که ادعا میکنی مرا دوست داری…

وفادار باش ای تو که در آغاز آشنایی وفاداری در حرف هایت بود…

یک دل باش با دلی که تنها برای عشق تو مانده و خط سرخ روی همه کشیده…

توکه میگویی مرا دوست داری پس چرا اشکهایم را پاک نمیکنی؟؟؟

چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمکنی ؟؟؟

بخدا این رسم عاشقی نیست…

به خدا این رسم عاشقی نیست…

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:36 توسط ابیرام| |

واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیت !

 میگه : " دوستت داره "

 توهم خوشت میاد چون تورو دوست داره…

 کم کم بهم عادت میکند‍‍،وابسته میشید!!!

 یه جورایی که فکر میکنید بدون هم بودن واستون محال شده!

 این رابطه میشه " عشق اول "

 وقتی میره ، تو میمونی و هزارتا خاطره

 با کلی تنهایی و سوال بی جواب…

 خلاصه قشنگترین روزای زندگیت میشه غم وغصه…!

 میشه فکر کردن به گذشته و یه عالمه چرا های بی جواب…

 همه این روزای سخت کم کم تو ذهنت کمرنگ میشه

 سعی میکنی همه چیزو فراموش کنی

 به روزای خوب میرسی…!!!

 حتی شاید یکی بیاد تو زندگیت که خیلی بیشتر از اون دوستش داشته باشی…

 اونقدر که همه ی خاطرات اون از ذهنت پاک بشه

 فقط یه اسم ازش باقی بمونه و چندتا خاطره نصفه و نیمه…!

 حالا دیگه خیلی وقته بهش فکر نمیکنی

 ولی مطمئن باش

 اگه یه روزی، یه جایی دوباره ببینیش

 همه اون خاطره ها ،همه اون روزا ،همه ی اون حرفا

 دونه به دونه دوباره یادت میاد

 اره "عشق اول " همچین دردی داره

 شاید فراموش بشه ولی هیچ وقت خوب نمیشه…!!!

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:29 توسط ابیرام| |

وایسا باید جوابه قلبی که عاشق کردی بدی

وایسا هنوز یه چیزایی مونده که باید به من بگی

وایسا باید تمومه خاطراتمو به من پس بدی

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 2:51 توسط ابیرام| |

اسـم بـعـضـیـا رو بـا مـاژیـک نـوشـتـم رو دیـوار

یـه خـطـم کـشـیـدم روش

بـعـد سـرمـم مـحـکـم کـوبـونـدم تـوش

تـا یـادم نـره هـر کـسـی ارزش دوسـت داشـتـن نـداره....

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:18 توسط ابیرام| |

خندم گرفت به ریش خودم

دل نیست از ریشه پرم

تبر زنا هی تبر زدن

حیف دیگه بی ریشه شدم

ولی باز میخندم من

اخه میدونی یه دندم من

فقط میرم به سمت عقب

باز میخندم من

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:52 توسط ابیرام| |

لباساتو پوشیدی چمدوناتم بستی
حالا میخوای برو من فک میکنم هستی
حرفی چیزی اگه ته دلت مونده بگو
من گوش میدم مثل همیشه رفتی یا هستی
از اینکه رفتی صدات به گوش من نمیرسه حتی
مثل همیشه ارزش قائل نشدی واسه حرفام
تو هم که عین اونایی که بازیم دادن رفتن
دیگه دلم حتی آروم نمیشه با هر کار

سیگاری که میشکم زخمام بدتر میشه
میگم بیخیال اون عوضی رفت از پیشت
اما باور کن نمیشه فراموشش کرد
عشق دردیه که از هر طرف میزنه نیشت
بذا بره همونجایی که با من بود سر میکرد
چجور الواتی کردی برو دیگه برنگرد
منم تو تنهاییام کنج اتاقم میشینمو
تا اینروز که دیگه ببینم چیزی نمونده ازم

بگو کی مثه من همه دردارو کشید
بگو کی مثه من هر حرفیو شنید
بگو کی مثه من غصه هاشو خودش خورد
بگو کی مثه من با کله خورد زمین – وایو موزیک
بگو کی مثه من همه دردارو کشید
بگو کی مثه من هر حرفیو شنید
بگو کی مثه من غصه هاشو خودش خورد
بگو کی مثه من با کله خورد زمین

بگو کی مثه من کثافت کاریتو میشست
بگو کی مثه من همیشه غم تورو میخورد

بگو کی مثه من انقد براش عزیز بودی
که هر جا میرفت تورم همراش میبرد
این تو بودی که زدی همه چیرو به هم یهو
اون کی بود که همیشه مثل یه مرد میداد یه قول
که با تو میمونم من با تو میمیرم یه روز
اینجا بمون دیگه رفته چشاتو به در ندوز

بذا بره با همونایی که هواشو داشتن
با همونایی که نفرتو تو سینم کاشتن
آره همونایی که دزد عشقم بودن – وایو موزیک
همونایی که فقط واسه تو یک شب خوبن
آخه بی شرف تو لذتو تو چی میبینی آخه
بغل این و اون بودن یا میشینی تو با یه
آدمی که آخرشم تورو هرزه میخونه
چه کارایی کردی وای به حالت بسه دیوونه

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:46 توسط ابیرام| |

میدونی امثال تو دو دسته اند

یه دسته نه مرام و معرفت حالیشونه نه چیزه دیگه

دسته دومم ادا شو در میارن

پس همشون یه دسته اند

حرومت باشه این احساس که پابندش نبودی تو

شکستی قبلمو اما هنوز داری جوونیتو

نگاهت هرز می چرخید نفهمیدی که میدونم

یه عمره با توام حالا از این قصه پشیمونم

من از دست تو دلگیرم،حواست نیست نمیفهمی

چقدر بد بود رفتارت،چقدر این روزا بی رحمی

من از دست تو دلگیرم،به تو هیچ اعتمادی نیست

خودم خواستم نباشی،نبودت اتفاقی نیست

چطوری گربه صفت خوبی میزونی

با عشق جدیدتی الان بیرونی

فکر نکن ندیدمت از دور آمارتو داشتم

یه سری حرفا هست نمیشه زد میدونی

اشتباه از من بود نزدم در گوشت

تا وقتی پیشت نیستم نجنبه سر و گوشت

اصلا بی خیال مشکل از ذات خرابته

یه آدم مریض که می خواست به همه پا بده

عقده ی توجه داری تو همه نگات کنن

صد تا اسم داشتی حالا من چی صدات کنم

خجالت نمیکشی میدونم عادی برات

ملاک دوست داشتن چیزای مادی برات

از هر کی یه تیکه کندی منم اضافه به اونا

میگفتن همین عشقتم یه روز شاخ میشه برات

من باور نکردم نه که ساده باشم

بیشتر از اینا گرگ بودی اینا ساده هاشن

من عاشق سگامم چون معرفت دارن

تو هم با اون لاشخورها باش که عاشقاتن

خودمو با تو پیدا کردم وقتی گم کردی خودتو

باعث شد عشق و علاقمم یه روز بزنه دلتو

دیگه سراغ من نیا که تمومه این قصه

من حالم خوبه حال شبهای تو چطوره

به یاد اون میخوابی به عشق اون پا میشی

داری یواش یواش توو هرزگی اوستا میشی

دلم بد جور شکست وقتی بهم خیره شدی گفتی

حواست باشه این روزا داری از چشم می افتی

خیالت از سرم رفته دیگه نیستی توو رویاهام

منو گم کردی با کارات توو این تکرار فرداها

من از دست تو دلگیرم،حواست نیست نمیفهمی

چقدر بد بود رفتارت،چقدر این روزا بی رحمی

من از دست تو دلگیرم،به تو هیچ اعتمادی نیست

خودم خواستم نباشی،نبودت اتفاقی نیست

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:33 توسط ابیرام| |

دلــ ـــــم کـ ــه مـــیـــــ گــیـــ ــرد....
به خودم وعــ ــــده های روز خوب را میدهـــ ــم
از همــ ــان وعده های خوبــی که:
سالهــ ــــاست به امیــ ـــد رسیدنشان
تقویــ ــم را خط خطی میکنم…

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:32 توسط ابیرام| |

هر چی غمه تو این دنیا رو بگی من چشیدم

تو چشام نگاه بکن که نیستش جات

منمو ساز پشیمون منمو یه روح داغون

منمو چشمایه خیسم قدمایه خیلی آروم

تو به من وعده میدادی من خودم خودمو ساختم

تو خداحافظی کردی من فقط پای تو باختم

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:30 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme