درد و دل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 17:27 توسط ابیرام| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 22:20 توسط ابیرام| |

یه طاقه پارچه مشکی،یه آگهی ترحیم

یه دسته گل رو دری همیشه بسته

یه قاب عکس رو دیوار،ساعته همیشه خوابیده

گلدون و پنجره که دل شکسته

رفتی و جات خالی شد تو خونم

آتیش و باز کشیدی به جونم

میدونم که حرفای قشنگت

چیزی نیست جز اشک رو گونم

آخ بزار داغت که تو سینه

یادتو چقدر دلنشینه

خدایا کاری کن از بهشتت

بتونه اشکامو ببینه

یه عشق نیمه کاره

اشکای باز دوباره

یه قبر بی ستاره

میون یه شهر

یه سینی خرما از سنگ

یه آدمه غریبه

سرده ولی میسورزه باز توی تن

جای لبهاش رو لبهاش

رفت و نشست سر جاش

زد زیر گریه و یه بوسه از لب

رفتی جایی که کسی ندیده، زندگی،دنیا همش فریبه

شکوه از بی راهه های قربت میدونم اینجاهم غریبه

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 13:57 توسط ابیرام| |

هی میکشم من،تو نمیفهمی که میکشم درد

تو چی میفهمی و از همون اول،دوستم نداشتی،از اینم بدتر

شکستی قلبمو.......

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 7:22 توسط ابیرام| |

بغض گرفته گلمو در حال خفه شدنم

نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت 10:25 توسط ابیرام| |

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی


مگه میشه با یه خاطــــــره سر کنی

نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 17:39 توسط ابیرام| |

یک فنجان درد دل بدون شکر برای تو آورده ام
بنوش… تا از دهان نیفتاده… بنوش…

نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 10:37 توسط ابیرام| |

شهريور امسالم رسيد بازم تنهايي شمع ها رو فوت ميکنم

خوابيدي کنار اون سرت رو بازوشه
همه فکروخيالت اينه اون آروم شه
نه اين رسمش نيست تو با اون لاو بترکونيو
آسمون ما هر شب بارون شه
بي مرام دلم تنگ شده واسه دورت بگردما
آخه با کي آروم بشم جز تومثه قبلنا
خدا تو بگو قسمت ما چيه
همه ولم کردن حتي اون که گريه ميکرد برام
عکسات رو ديوار صدا خندت تو گوشم
ببين نبودنت باعث شده از همه دور شم
کسي ديگه به چشم نمياد
وقتي تو خونم نباشي بزار چشمامن کور شن
واي عذابم ميده يادگاريت
يه تخته دو نفره و يه جايه خاليت
من دو ساله حالم همينه
تو چه جوري ميتوني با اون اروم بخوابي
رفتني ميره يه روز همون بهتر از اولش رفتي
تو فراموش شدي جا واسه برگشتنتم نيست
ببين ببين چه بغضي تو گلومه
تو که تو نبودن من اصلا غمتم نيست
تو که صدامو نميشنيدي خوابتم نمي برد
حالا چي باعث شده اينجوري ماتش بشي هو
جلو چشاي من به يه غريبه دست ميدي
ببين تقاص همشو پس ميدي
 
به خدا سرت مياد اون روزا تکرار ميشن
من همون ديوونم که تو تنهاييش داد ميزد
واسه ديدن تو همه دنيا رو ميگشت
اما تو بغل غريبه ها پيدات ميکرد
چيه عشق جديدت از من بهتره
که شبه تولدم بايد تنهايي بگذره
اينقدرعشق هاي امروزي تنوع طلبن
که ادم ميگه اصلا تنها باشه بهتره
تو نفهميدي کي تو رو مال خودت مي خواست
کي واسه هوسه که همش دنباله تو مياد
چقدر ضربه خوردم چقدر التماس کردم
اما انگار نه انگار تو بمون و خوشي هات
منم تنهاي تنهاي بي کس تر از قبل
همش فحش و نفرين به کسي که بي کس ترم کرد
مي بيني معني ديوونگي اينه
دنيا رو سرم خراب ميشه و مي خندم از درد

نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 15:58 توسط ابیرام| |

هرکسی توی زندگیش یکی رو داره که نداره...

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:27 توسط ابیرام| |

بوے فـَـــراموشے گرفتــہ اَم ...

رَنگــــِ تَنـــ ـهایے ...دلشــِکستــِگے ...

بُغــــض وَ خامـــ ـوشے ....چیزی نیستــــْ ....

تآریــ ـخ مَصـــرَفم گذشتـــ ـہ اَستــــْـ !!

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:24 توسط ابیرام| |

تا کسی رو از دست ندی، قدرشو نمیدونی...

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:22 توسط ابیرام| |

لعنت به اون کسی که واسه رفتنش گریه کردیم،
رفت واســه دوستاش تعــریف کرد...
خندیدن!!

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 10:18 توسط ابیرام| |

مَـــــن خـــــــــــــــــوبَــــــــــــــــــــم !


فَـقَـط دیــگـــــه خــــــوشــــــــحــــــــال نــیــســـتَـــم...!

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 10:20 توسط ابیرام| |

موندم چه جوری شد دلت،جرات رفتن به تو داد

به ذهنتم خطور نکرد،چی ممکنه سرت بیاد

دنیا چه تخفیفی واسه،خطای ام سال تو داشت

برای جرم دلکشی، پیگرد قانونی نذاشت

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 22:3 توسط ابیرام| |

چی شده که نبودنم،برای تو جالب شده

تموم دنیای تو رو،دوری من صاحب شده

عجیبه واسه من که تو،احساس دلتنگی کنی

برگردی از تصمیم تو،بگی به من فکر میکنی

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 21:47 توسط ابیرام| |

Design By : Mihantheme